سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
282
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
آمده بود ، وقسم ياد كرده به خداى تعالى كه : اگر شما باز خواهيد آمد به سوى من ، هر آئينه خواهد سوخت بر شما بيت مرا . وقسم به خدا هر آئينه خواهد گذشت عمر بر آنچه حلف كرده بر آن ، يعنى احراق خانه من بر شما خواهد كرد ، پس بازگرديد در حالي كه راشد هستيد ، پس ببينيد رأى خود ، وباز نياييد به سوى من » . پس بازگشتند از نزد آن جناب ، ورجوع به آن حضرت ( عليها السلام ) نكردند تا آنكه بيعت أبى بكر كردند . وشاه ولى الله در كتاب “ إزالة الخفا “ گفته : ودر همين أيام مشكلى ديگر كه فوق جميع مشكلات توان شمرد پيش آمد ، وآن اين بود كه زبير وجمعى از بني هاشم در خانه حضرت زهرا رضي الله عنها [ ( عليها السلام ) ] جمع شده ، در باب نقض خلافت أبو بكر مشورتها به كار مىبردند ، حضرت شيخين آن را به تدبيري كه بايستى برهم زدند ، وتدارك ملالى كه بر مزاج حضرت على مرتضى ( عليه السلام ) عارض شده بود به حسن ملاطفت فرمودند [ ! ] ، رواة اين قصه هر يكى چيزى را حفظ كرد وچيزى ترك نمود ، در اينجا چند روايت بنويسم تا قصه منقح گردد : عن زيد بن أسلم ، عن أبيه : إنه حين بويع لأبي بكر بعد رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم كان علي [ ( عليه السلام ) ] والزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلم . . فيشاورونها ويرتجعون في أمرهم ، فلمّا بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتّى